السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
594
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح حاصل اشكال اين است كه چه مانعى دارد كه نياز صورت به ماده را به ملاكى بيرون از ذات صورت نسبت دهيم و صورت ذاتاً از آن بىنياز باشد . همانطور كه سياهى و سفيدى عارض بر جدار مىشوند ، و ذات جدار بىنياز از سفيدى يا سياهى است . جواب از اشكال متن لأنّه يقال : مقارنة الجسم للمادّة . . . وهو محالٌ بالضرورة . ترجمه در پاسخ گفته مىشود ، مقارنت جسم با ماده - همانطور كه قبلًا اشاره شد « 1 » - به حلول آن صورت در ماده است . و به عبارت ديگر وجود جسم با حلول در ماده از نوع وجود ناعتى مىگردد . لذا معناى عروض افتقار براى جسم به سبب خارج از ذات پس از غناى ذاتى آن از ماده ، اين است كه وجود آن پس از آن كه لنفسه بود ، لغيره شود . و اين ضرورتاً محال است . شرح ابتدأ مؤلف رحمه الله مقارنت صورت جسميه با ماده را معنا مىكنند و مىفرمايند : اين مقارنت يك همراهى صرف نيست ، بلكه مقارنتى است كه صورت جسميه در ماده حلول مىكند و معناى حلول ، نيازمندى حال به محل است و اين يك حالت ذاتى براى صورت جسميه است . به عبارت ديگر وجود آن براى ماده وجود لغيره مىشود . بنابراين اگر ادعا شود كه صورت به سبب امر عرضى نياز به ماده پيدا كردهاست در حالى كه ذاتاً بىنياز بودهاست ، اين به اين معنا خواهد بود كه صورت جسميه وجود
--> ( 1 ) . حيث قال : « لكنّا نجد بعض الأجسام حالًاّ في المادّة »